شعر ناب برای سحر ( سحر بلبل حکایت با صبا کرد. که عشق روی گل..... )

تاچشم من حریص تماشای تو شده

آرامشم ربوده  دلم زیر و روشده

با بال عاشقانه یی امید ها به اوج

پرواز کردن ِ  چقدر آرزو شده

هو هو نسیم عطرکی پیچیده در هوا؟

عطر ِ که بهترین ِ هزاران بو شده

در متن زندگانیی من عشق اینچنین

با حس بکر عاطفه ها روبرو شده

صد نوبهار میدمی ام مژده آمدن

آوای صد موسیچه نوای  گلو شده

پُر خواهشم کند به تمنای دیدن ِ

آن چشمها که رابطه ِ گفتگو  شده ...  (احمد  )


 

/ 8 نظر / 12 بازدید
بیمار

[گل]

بیمار

دارم مطالب وبتونو میخونم...جالبه

برای سحرم

محبت را در پاکی نگاهت معنا کردم و صداقت را در وجود مهربانت، ستاره‌های آسمون با تمام زیباییشون و و گلهای روی زمین با تمام لطافتشون تقدیم به تو که بهترینی.[ماچ]

عاشقانه

سلام عزیزم شعرت خوشمل بود[تایید]

عسل خانومی

سلام ، بازم مثل همیشه زیبا بود خوشبحاش که براشم شعر میگی [لبخند][گل]

نسترن

سلام خیلی قشنگ بود.انقدر احساساتی شدم کم مونده گریه کنم.[گریه][گریه][فرشته] بازم از این شعرا برام بنویس باشه.[قلب][قلب][گل] دوست دارم.[قلب][بغل][ماچ][خداحافظ]

یه آشنا

می خواستم با قدم های بلند به سویت بدوم می خواستم دست هایت را به اندازه دوست داشتنم باز کنی می خواستم چشمانت مانند این دل همیشه بیقرار برای دیدنم دودو بزند نمیخواستم بوسه های کالم را بچینی یا فرصت های از دست رفته هم آغوشی ام را جبران کنی میخواستم به اندازه یک چشم به هم زدن به چشم هایت خیره شوم می خواستم تنها یکی از ضربان قلبت را به گوش هایم آویزان کنم میخواستم به اندازه یکدم گرمی نفس هایت را احساس کنم خواستم بار سنگینی آهت را برای همیشه به دوش بکشم من خواستم تو نخواستی... [گل]

سونیا...

فقط برای تو میشه از عطر پونه واژه ساخت عاشق چشمای تو شد بغل بغل ترانه ساخت فقط برای تو میشه زندگی رو یكسره ساخت تو رو قشنگترین گل گلدونه باغ دل شناخت میشه برای تو از هزار و یك شب قصه گفت یا كه میشه هزار و یك قصه رو از تو شنفت میشه با تو جوونه زد ، حرفای عاشقونه زد تیری كه می رفت به خطا، بالاخره نشونه زد جون و دلم فدای تو . جون میذارم به پای تو می زنه قلب عاشـــــقـم تنها فقط برای تو