my pardis-:

 
 

 

برای تو می نویسم...

برای تویی که تنهایی هایم پر از یاد توست

برای تویی که احساسم از آن وجود نازنین توست
برای تویی که چشمانم همیشه به راه تو دوخته است

برای تویی که مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاک خود کردی
برای تویی که وجودم را محو وجود نازنین خود کردی
برای تویی که هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است

تو را دوست دارم

نگاهت را کلامت را وآغوش مهربانت را

تو را دوست دارم به اندازه ی تمام رنگ های زیبای دنیا

نه کم است

به اندازه ی تمام زیبایی های دنیا

نه باز هم کم است

تو را به اندازه ی تمام دنیا دوست دارم

من تو را در تک تک ذرات وجودم لمس کردم

در هر نفسم عطرت را حس کردم

و با هر ضربان قلبم عاشقانه تو را زندگی کردم

دیگر در پس کوچه های خاطراتت جستجویم نکن مرا نخواهی یافت

که من در تو محو شده ام

و چه در هم آمیختن زیبایی ..     (... احمد  )


 
 

تاچشم من حریص تماشای تو شده

آرامشم ربوده  دلم زیر و روشده

با بال عاشقانه یی امید ها به اوج

پرواز کردن ِ  چقدر آرزو شده

هو هو نسیم عطرکی پیچیده در هوا؟

عطر ِ که بهترین ِ هزاران بو شده

در متن زندگانیی من عشق اینچنین

با حس بکر عاطفه ها روبرو شده

صد نوبهار میدمی ام مژده آمدن

آوای صد موسیچه نوای  گلو شده

پُر خواهشم کند به تمنای دیدن ِ

آن چشمها که رابطه ِ گفتگو  شده ...  (احمد  )


 

 

/ 1 نظر / 11 بازدید
niloofar 754

عشق هدیه ای جاودانه است ، من چه عاجزانه سوسوی نگاهت رابا هزاران بار تمنا ، جستجو می کنم و داستان تنهایی ام را با شبهای تنهایی نگاهت در میان می گذارم. نسیم اشکی در چشمان سیاهت موج می زند ، بارش باران زیبایی بود در گلستان رویا هایم ، قلب کوچکم چه بی قرار برای شنیدن صدای زیبایت می تپد. دل من همچون گل شب بو می ماند تا رسیدن به شب های مهتابی وجود تو لحظه شماری می کند ، تا شکوفا شودم خود را با عطر وجود تو در هم آمیزد. و خوب می دانم بی تو گلبرگ های نازک وجودم شکوفا نمی شود، با سرمای بی تو بودن می خشکد و پژمرده می شود . اما با این اوصاف می دانم قلبم کوچکتر از آن است که قادر به پذیرایی محبت های بیکران تو باشد. اما با سکوت بلند تر از فریاد خود می گریم و می گویم : با همین قلب کوچکم به بلندای تمام زیبایی ها و سادگی هایت دوستت دارم