اشک / اندوه :

اشک

 

مگر چشم از زبان صادقانه تر سخن نمی گوید؟مگر نه اشک ،زیباترین شعروبیتاب ترین عشق و گدازان ترین ایمان و داغ ترین اشتیاق و تب دارترین احساس و خالص ترین گفتن و لطیف ترین دوست داشتن است که همه در کوره یک دل بهم آمیخته و ذوب شده اندو قطره ای گرم شده اند،نامش اشک؟

گریستن یعنی تجلی طبیعی یک احساس ،حالتی جبری و فطری از یک عشق ،یک رنج،یک شوق یا اندوه.


 

 

من نمی دانم و همین درد مرا سخت می آزارد که چرا انسان این دانا در تکاپو هایش ره نبرده است به اعجاز محبت و نمی داند که در یک لبخند چه شگفتیها پنهان است،من برآنم که خوب بودن به خدا سهلترین کارهاست و نمی دانم که چرا انسان تا این حد با خوبی بیگانه است و همین درد مرا سخت می آزارد.

فریدون مشیری

/ 1 نظر / 18 بازدید
ستاره

ناصحم از گریه بد گوید,چه داند حال من؟ من غریق بحر اشک خویش و او بر ساحل ست. [گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه]