غزلی زیبا و عارفانه :

خرم آن روز که ما عاکف میخانه شویم

 

خرم آن روز که ما عاکف میخانه شویم
از کف عقل برون جسته و دیوانه شویم

بشکنیم آینه فلسفه و عرفان را
از صنمخانه این قافله بیگانه شویم

فارغ از خانقه و مدرسه و دیر شده 
پشت پائی زده بر هستی و فرزانه شویم

هجرت از خویش نموده سوی دلدار رویم
واله شمع رخش گشته و پروانه شویم

از همه قید بریده ز همه دانه رها
تا مگر بسته دام بت یکدانه شویم

مستی عقل ز سر برده و آئیم بخویش
تا بهوش از قدح باده مستاده شویم

/ 1 نظر / 8 بازدید
سحر

سلام خوب هستین؟ مرسی از حضورتون موفق باشین[گل]