سـرو نــاز شــــــــــــــــــــــــیــراز :

خوشا شیراز و وضع بی مثالش ###### خــداونـــدا نگه دار ؛ از زوالش

غزل شکند اگر سبویی .. :
ساعت ۱۱:٢٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱٢/٢٦   کلمات کلیدی: سبو ،همه هست ارزویم

غزلی برای بهار :

تاچشم من حریص تماشای تو شده

آرامشم ربوده  دلم زیر و روشده

با بال عاشقانه یی امید ها به اوج

پرواز کردن ِ  چقدر آرزو شده

هو هو نسیم عطرکی پیچیده در هوا؟

عطر ِ که بهترین ِ هزاران بو شده

در متن زندگانیی من عشق اینچنین

با حس بکر عاطفه ها روبرو شده

صد نوبهار میدمی ام مژده آمدن

آوای صد موسیچه نوای  گلو شده

پُر خواهشم کند به تمنای دیدن ِ

آن چشمها که رابطه ِ گفتگو شده... 


 

+ فقط تو ..

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی
چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی

همه خوشدل اینکه مطرب بزند به تار چنگی
من از آن خوشم که چنگی بزنم به تار مویی

چه شود که راه یابد سوی آب، تشنه کامی
چه شود که کام جوید ز لب تو کامجویی

همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا
تو قدم به چشم من نــه، بنشین کنار جویی

به کسی جمال خود را ننموده‌ای و بینم
همه جا به هر زبانی بود از تو گفتگویی

بشکست اگر دل من، به فدای چشم مستت
سر خمّ می سلامت! شکند اگر سبویی