سـرو نــاز شــــــــــــــــــــــــیــراز :

خوشا شیراز و وضع بی مثالش ###### خــداونـــدا نگه دار ؛ از زوالش

عیییییییییییییییییید سعید و فرخنده قربان بر شما مبارک :
ساعت ۱:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٥   کلمات کلیدی: عید سعید قربان عیذ عبودیت ،حاجیان عیدتان مبارک ،تقدیم : به شما خوبان

عید قربان مبارک باد

 

See full size image

عید قربان، پاک ترین عیدها است زیرا عید سر سپردگی و بندگی است، عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است.
عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند.
عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است.
عید قربان  روز اوج بندگیییییییییییییی

و عید رستن از هوای نفس اسسسسسسسسسسسست . 

عید سعیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییید قربان پرشکوه ترین و زیبا ترین جلوه تعبد  در برابر خالق بر شما عزیزان مبارکباد.

عید قربان برای من یادآور خاطره  زیبای یه دوستی گشنگه. دوستی که هرگز به زشتی نیالود.... / با تقدیم احترام مجدد   :  احمد


خورشید آرزو - تقدیم به بهتریییییییییییییییییییییییییییییییییییییییینم :
ساعت ۱:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢٥   کلمات کلیدی: خورشید آرزویم- تقدیم به : یییییییییییه فرشته ،غزل ناب ،تقدیم به: شما دوست خوبم ،چکاممممممممممممممه

 بگذار سر به سینه من تا که بشنوی
آھنگ اشتیاق دلی دردمند را
شاید که پیش ازین نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده سر در کمند را
بگذار سر به سینه من تا بگویمت
اندوه چیست عشق کدامست غم کجاست
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمری است در ھوای تو از آشیان جداست
دلتنگم آن چنان که اگر ببینمت به کام
خواھم که جاودانه بنالم به دامنت
شاید که جاودانه بمانی کنار من
ای نازنین که ھیچ وفا نیست با منت
تو آسمان آبی آرام و روشنی
من چون کبوتری که پرم در ھوای تو
یک شب ستاره ھای ترا دانه چین کنم
با اشک شرم خویش بریزم به پای تو
بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه شراب
بیمــار خنـــده ھای تـوام بیشتـــــر بخنــــــــــــــد
خورشیــــــد آرزوی منـــــی  گرم تر بتــــــــــــــاب..../ احمد

مانا    و پاییییییییییییییییییییییییییییدار باشییییییییییییییییییییید.


شاخه گل رز تقدیم به شما خوبان :
ساعت ۸:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢۱   کلمات کلیدی: مادر فرشته آسمانی ،گل فروش ،تقدیم به : همه مادران عزیز ،داستان های زیبا و آموزنده

ماجرای شاخه گل:

 

 

مردی مقابل گل فروشی ایستاد. او می خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.
 
وقتی از گل فروشی خارج شد٬ دختری را دید که در کنار درب نشسته بود و گریه می کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید : دختر خوب چرا گریه می کنی ؟ 
 
دختر گفت: می خواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است. مرد لبخندی زد و گفت :با من بیا٬ من برای تو یک دسته گل خیلی قشنگ می خرم تا آن را به مادرت بدهی. 
 
وقتی از گل فروشی خارج می شدند دختر در حالی که دسته گل را در دستش گرفته بود لبخندی حاکی از خوشحالی و رضایت بر لب داشت. مرد به دختر گفت : می خواهی تو را برسانم؟ دختر گفت نه ، تا قبر مادرم راهی نیست! 
 

http://www.meilland.com/images/roses_cut/meilland_yellow-sunset.jpg
مرد دیگرنمی توانست چیزی بگوید٬ بغض گلویش را گرفت و دلش شکست. طاقت نیاورد٬ به گل فروشی برگشت٬ دسته گل را پس گرفت و ۲۰۰ کیلومتر رانندگی کرد تا خودش آن را به دست مادرش هدیه بدهد. ######
با آرزوی بهترینهای برای شما خوبان /مانا باشید/  احمد


شکسپیر می گوید: به جای تاج گل بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می آوری، شاخه ای از آن را همین امروز به من هدیه !کن!!
 
 

آرزوهای طلایی برای شما خوبان :
ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/۱۳   کلمات کلیدی: آرزو ها ی زیبا برای شما زیبا دوستان ،تقدیم به: شما دوست خوبم ،لذت های زندگی ،آخرین خدا حافظیییی

آرزوی کافی ...

 

اخیراً در فرودگاه گفتگوی لحظات آخر بین مادر و دختری را شنیدم. هواپیما درحال حرکت بود و آنها در ورودی کنترل امنیتی همدیگر را بغل کردند.

مادر گفت: " دوستت دارم و آرزوی کافی برای تومیکنم."

دختر جواب داد: " مامان زندگی ما باهم بیشتر از کافی هم بوده است. محبت تو همه آن چیزی بوده که من احتیاج داشتم. من نیز آرزوی کافی برای تومیکنم ."

آنها همدیگر را بوسیدند و دختر رفتمادر بطرف  پنجره ای که من در کنارش نشسته بودم آمد. آنجا ایستاد و می توانستم ببینم که می‌خواست و احتیاج داشت که گریه کند. من نمی‌خواستم که خلوت او را بهم بزنم ولی خودش با این سؤال اینکار را کرد: " تا حالا با کسی خداحافظی کردید که می‌دانید برای آخرین بار است که او را می‌بینید؟

" جواب دادم: " بله کردم. منو ببخشید که فضولی می‌کنم چرا آخرین خداحافظی؟ "

او جواب داد: " من پیر و سالخورده هستم او در جای خیلی دور زندگی می‌کنه. من چالش‌های زیادی را پیش رو دارم و حقیقت اینست که سفر بعدی او برای مراسم دفن من خواهد بود . "

"وقتی داشتید خداحافظی می‌کردید شنیدم که گفتید " آرزوی کافی را برای تو می‌کنم. " می‌توانم بپرسم یعنی چه؟ "

او شروع به لبخند زدن کرد و گفت: " این آرزویست که نسل بعد از نسل به ما رسیده. پدر و مادرم عادت داشتند که اینرا به همه بگن."  او مکثی کرد و درحالیکه سعی می‌کرد جزئیات آنرا بخاطر بیاورد لبخند بیشتری زد و گفت: " وقتی که ما گفتیم " آرزوی کافی را برای تو می‌کنم. " ما می‌خواستیم که هرکدام زندگی ای پر از خوبی به اندازه کافی که البته می‌ماند داشته باشیم. " سپس روی خود را بطرف من کرد و این عبارتها را که در پائین آمده عنوان کرد :

آرزوی خورشید کافی برای تو می‌کنم که افکارت را روشن نگاه دارد بدون توجه به اینکه روز چقدر تیره است.

آرزوی باران کافی برای تو می‌کنم که زیبایی بیشتری به روز آفتابیت بدهد .

آرزوی شادی کافی برای تو می‌کنم که روحت را زنده و ابدی نگاه دارد .

آرزوی رنج کافی برای تو می‌کنم که کوچکترین خوشی‌ها به بزرگترینها تبدیل شوند .

آرزوی بدست آوردن کافی برای تو می‌کنم که با هرچه می‌خواهی راضی باشی .

آرزوی از دست دادن کافی برای تو می‌کنم تا بخاطر هر آنچه داری شکرگزار باشی .

آرزوی سلام‌های کافی برای تو می‌کنم که بتوانی خداحافظی آخرین راحت تری داشته باشی .
بعد شروع به گریه کرد و از آنجا رفت .

می گویند که تنها یک دقیقه طول می‌کشد که دوستی را پیدا کنید٬ یکساعت می‌کشد تا از او قدردانی کنید اما یک عمر طول می‌کشد تا او را فراموش کنید .

اگر دوست دارید این را برای کسی که هرگز فراموش نمی‌کنید بفرستید و همچنین برای کسی که اینرا برای شما فرستاده است.

اگر آنرا نفرستید یعنی که آنقدر سرتان شلوغ است که دوستان خود را فراموش کرده اید. از زندگی لذت ببرید !  

تقدیم به تو...دوست عزیزم

آرزوی کافی برایتان  می کنم....با تقدیم بهترین ها برایتان / احمد


داستانییییییییییی تامل بر انگیز ولییییی جدی ..... :
ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٥   کلمات کلیدی: داستان های پند آموز- واقعیییی ،انتخاب های سخت ولی آسان ولی آسان ،تقدیم : به شما خوبان ،مرکز خرید مردان !!!!
در یکی از کشورها یک مرکز خرید مردان وجود داشت که ۵ طبقه بود و دخترها به آنجا می رفتند و شوهری برای خود می گرفتند.
شرایط این مرکز خرید این بود هر کس فقط می توانست یک بار از این مرکز خرید کند و به هر طبقه که می رفت دیگر نمی توانست به طبقه قبل برگردد.

روزی دو دختر به این مرکز خرید رفتند. در طبقه اول نوشته بود این مردان شغل خوب و بچه های دوست داشتنی دارند دختری که تابلو را خوانده بود گفت از بی کاری بهتره ولی می خوام ببینم که بالاتری ها چی دارند؟

در طبقه دوم نوشته بود این مردان شغل خوب با حقوق زیاد و بچه های دوست داشتنی و چهره زیبا دارند. دختر گفت هوم م م طبقه بالاتر چه جوریه؟

طبقه سوم نوشته بود این مردان شغل خوب با درآمد زیاد، بچه های دوست داشتنی و چهره ای زیبا و درکارهای خانه هم کمک می کنند. دختر گفت وای ی ی چه قدر وسوسه انگیز ولی بریم بالا تر ببینیم چه خبره؟

طبقه چهارم نوشته بود این مردان شغل خوب با درآمد زیاد، بچه های دوست داشتنی، چهره ای زیبا، در کارهای خانه به همسر خود کمک می کنند و هدفی عالی در زندگی دارند. دختر: وای چه قدر خوب پس چه چیزی ممکنه در طبقه اخر باشه؟ پس رفتند به طبقه پنجم.

طبقه پنجم: این طبقه فقط برای این است که ثابت کند زنان راضی شدنی نیستند. از اینکه به مرکز ما آمدید متشکریم روز خوبی را برای شما آرزو می کنیم.... / منبع : وب دوست گرامیم : مهتا....که ازش بی نهایت ممنونممممممممممممممممممممممممممممممممممم
...##  با احترام ویژه   و عذر خواهی اختصاصی از خانومهای محترمه.... / احمد