| یــــــــــــار بــــا مـــا بــــــــی وفــایــی مـــــی کند .... : |
| ساعت ٦:۳٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٩ کلمات کلیدی: یار با ما بی وفایی میکند ،بی گناه از ما جدایی میکند ،اشعار شیخ اجل سعدی شیرازی ،دلنوشته های بارانیم برای : تــــو |
|
یار با ما بی وفایی میکند ----- بی گناه از من جدایی میکند پ.ن : دلم بد جور گرفته ، چندروز نمیام.... |
|
| بــــــــــــــــــرای دلــــــــــــم..... : |
| ساعت ٧:٢٢ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٦ کلمات کلیدی: دلنوشته های بارانیم برای : تــــو ،تورا من چشم در راهم ،تقدیم به او : که خود همیشه بهترین است |
گـــــرم یادآوری، یـــــــانــه...؟مــن از یادت نمیکاهــــــم.... |
|
| لبخنـــدی نـــــــــــــــــو / تقدیـــــــم بـــــــــــه او : |
| ساعت ٤:٢٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٤ کلمات کلیدی: زیباترین آغاز / ساکن کوی دوست ،لبخندی نو برای تو ،گل واژه های عاشقانه ،شوق عشق / برای دلم |
|
بــــــرای لبخنــدی نــــــــــــــــــــو...
بار ها و بارها نوشتم ، و باز هم می نویسم برای تـــــــــــو، بـــــــــــــــــــــرای لبخندی نـــــــــــــــو ... گلواژه های عاشقانه فراوانند و هر روز در میان کوچه و بازار ،پسرکان و دخترکان به ارزانی آن را بر زبان می آورند خطاب به آنان که کمتر بهره ای از موهبت عشق را ادراک کردند. و من امروز در میان شوق حیرت افزای دلم به سوی تــــــــــــــو... نمی دانم از میان این همه کلمه های عاشقانه کــــــــدام را برگزینم که : شایسته تــــــو و عشق پاک تـــو باشد و بتواند ساکن حریم دل من را لحظه ای کوتاه تا تنگنای زبان و بیان آورد و سکوت دل را با صدای گــــلو در هم آمــــــــــــــــــــیزد.... کدام کلام می تواند تنها بخشی کوچک از احساس درون را بنمایاند؟!! واژه های عاشقانه را بسیار دوست دارم اما در برابر عشق به : تـــــو ، حقیر و نــــــــاچیزنـــــــــــــــد پس بگذار امروز هم در کویر واژه ها گم نشوم و در جنگل ســـــــــــــــــبز سکوت به تـــــــــــــــــــو فکر کنم... ای مهربان تریییییییینم.... و روزم را با تــــــــو و یــــــــــاد تــــــــــــــــو سپری نمـــــــــــــایم بگذار تــــــــــــو آوای دل من را بخوانی که از هزار هزار واژه عاشقی گویاتر است بگذار از نزدیک ترین جایگاه قـلـــــــبم ، تـــــــــــــــــــــــــــــو را لمس نمایم بار ها و بارها نوشتم و باز هم می نویسم که: بخوانی تا بدانی در زندگی ام فقط تــــــــــــــــو را دارم و شده ای دل خوشـــــــــــیم و تنها چیزی که سرکشی ام را آرامش می بخشد فقط تــــــــــــــویی...
عــــــــاشقـــــــــــــانه دوستت دارم .../ اردتمـــــند : احمـــــــــــد |
|
| باز به دنبال پریشانی ام ....... : |
| ساعت ٧:٥۱ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/۳ کلمات کلیدی: غزل های زیبا و ناب ،اشعار زیبای اقای محمد علی بهمنی ،با همه بی سرو سامانی ام باز به دنبال پریشانی ام ،تقدیم به عزیز ترییییییییییینم |
|
|
| ساعت ۱٠:٤٤ ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢ کلمات کلیدی: دل تنگی من و بی تفاوتی بعضی ها ،بازی روزگار رنگا رنگ است ،دلنوشته های بارانیم ،تقدیم به دوستان با وفا و با مرام و |
|
هـــــــــــزار وعـــــــــــده ،
خـــــــــــــوبـــــــــــــــــــــــــــان یــــــــــــــــــــــــــــــــــــکـــــــى وفـــــــــــــــــــــا نکنند.... ..... احمد |
|
| لزوم قدر دانـــــــــی از بابت داشته هایمـــــــــــــان : |
| ساعت ۱:٢٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٥ کلمات کلیدی: لحظه های شیرین زندگی ،دلنوشته های بارانیم برای : تــــو ،مطالب مفیدو زیبا و جالب ،تقدیم : به شما خوبان |
|
مهمترین نعمتی که باید امــــــــروز قدردان آن باشیم :
"داشتن احساس قدرشناسی و ابراز نکردن آن مثل کادو کردن یک هدیه و تقدیم نکردن آن میماند." – ویلیام آرتور وارد (William Arthur Ward)
همیشه شاد شاد باشیییییییییییییییید .... احمــــــــــــــــــــــد |
|
| مـــــا بـــــه عشـــــــــــق محـتـــــاجیــــــــــــــم..... : |
| ساعت ۱٢:٢٩ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٤ کلمات کلیدی: نقش عشق در زندگی ،عشق و امید / عاشقانه زندگی کردن ،معنای عشق / گل واژه های عاشقانه ،تقدیم به : همه دوستان عزیزم |
|
لیلی زیر درخت انـــــــــار نشست.درخت انار عاشق شد.
گل داد سرخ سرخ.گلها انار شد داغ داغ.هر اناری هزار دانه داشت.دانه ها عاشق بودند.دانه ها تـــــــــــــــوی انار جا نمیشدند.انار کوچک بود.دانه هـــــــــــــا ترکیدند.انار ترک برداشت.خون انار روی دست لیلی چکید.لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید.مجنون به لیلی اش رسید.
خدا گفت: راز رسیدن فقط همین است.
کافی است : انــــــــار دلــت تــــــــرک بـخــــــــــــورد
![]() عشــــق به معنای آن است که : تو دیگری را در ذات خود هدف بدانی
دیگری ، هرگز وسیــــــله نیست وسیله پنداشتن دیــــــــــگری غیراخلاقیترین عمل دنیاست این رهیافت در واقع ، بنیاد هرچه عمل بــــــــــد است که در دنیا وجــــــــــــــــــــــــــــــــــود دارد اگر دیگری و دیگـــــــــــــــــران را به مثابه وسیله فرض میکنی... پس بدان که فساد تا مغز استخوانت نفوذ کرده است اما اگر دیگری را فینفسه هدف ِ آفرینش میدانی و برایش احـــــــــــــــــــترام قائلــــــــــــی پس بدان که بر طریق صواب هستــــــــــــــی البته دیگران در مقابل شیوهی ِ برخورد ابزارانگارانهی تـــــــــــــــــو نسبت به خودشـــــــان ،
ساکت نخواهنــــــــــــــــد نشست آنها روزی طالــــب ســهم خویش و جای خویش خواهـــند شـــــــــد تو دوست داری دیگری زندانی تو باشد تو او را به زنجیر میکشی ، گرچه زنجیری از طلا اما چه اطمینانی به فـــــــــــردا هست؟ ممکن است محبوب تو ، فردا ترکت کند انسان نمیداند در لحظهی ِ آینده چه پیش خواهد آمد او خواهان دانستن این موضوع است بنابراین ، به دنبال تضمین میگردد او در جست و جوی اطمینان است اما کجاست این اطمینان و چه نیازی به آن است؟ فراموش مــــــــــــــکن کــــــه ، همین تضمین و اطمینان است که عشق را میکشد به بعضی از زن و شوهرهایی نگاه کن که عشق را قربانی ِ ســـــــــــــــراب ِ اطمینان کردهانـــــــــــد عاشق که از معشوق سفته و مهر و امضای وفاداری نمـــــــــــــــــیگیـــرد عشق یا هست و یا نیست. شق سومی ندارد این روزها شاهد ِ پیوندهای زناشویی ِ کاغذی بر بنیان ِ عشقهای نایلونی هستیم عشــــــــــــــــق کاغذی به گل کاغذی میماند عشــــــــــــق حقیقی شبیه گل ِ واقعیست زنده است. مـــیبالـــــد گل واقعی در توفان پرپر میشود گل واقعی حساس است. لطیف است
گل واقعی ثابت و یکنواخت و جامد نیست گل واقعی شکننده نیز هســـــت عشــــــق ، چالش آفریــــن است اما اگر خاطر تــــــــــــــــــــــــــــو مجموع باشد و تــــو به مرکز وجود خویش عنایت داشته باشی این چالشها گامهای عشق تو را تواناتر میسازند چالشهای زندگی ریشههای هستی ِ تو را عمیقتر و بالهای حضور تو را در جهان ، گستردهتر میکنند برگرفته از کتاب جدید مسیحا برزگر
مـــــا بـــه عشـــــــــــــــــــــــق محتاجیم...
با ارزوی بهترین ها برای شما خوبان : احمــــــد
|
|
| داســـــتـــــانـــــــــــی زیبــــــا و قـــابل تـــامل : |
| ساعت ٤:٥٠ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/٢٠ کلمات کلیدی: داستان های زیبا و آموزنده ،داستان های کوتاه و مفید ،داستان های اجتماعی و مفید ،تقدیم : به شما خوبان |
|
یک برنامهنویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند. برنامهنویس رو به مهندس کرد و گفت:
مایلى با همدیگر بازى کنیم؟
مهندس که میخواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید. برنامهنویس دوباره گفت:
بازى سرگرمکنندهاى است. من از شما یک سوال میپرسم و اگر شما جوابش را نمیدانستید ۵ دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال میکنید و اگر من جوابش را نمیدانستم من ۵ دلار به شما میدهم.
مهندس مجدداً معذرت خواست و چشمهایش را روى هم گذاشت تا خـــــــــــــــوابــــــــــــــــــــش ببرد. این بار، برنامهنویس پیشنهاد دیگرى داد. گفت:
خوب، اگر شما سوال مرا جواب ندادید ۵ دلار بدهید ولى اگر من نتوانستم سوال شما را جواب دهم ۵٠ دلار به شما میدهم. این پیشنهاد چرت مهندس را پاره کرد و رضایت داد که با برنامهنویس بازى کند.
برنامهنویس نخستین سوال را مطرح کرد: «فاصله زمین تـــــــــا مـــــــــــــــــــــــــاه چقدر است؟»
مهندس بدون اینکه کلمهاى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامهنویس داد.
حالا نوبت خودش بود. مهندس گفت:
«آن چیست که وقتى از تپه بالا میرود ۳ پا دارد و وقتى پائین میآید ۴ پا؟»
برنامهنویس نگاه تعجب آمیزى کرد و سپس به سراغ کامپیوتر قابل حملش رفت و تمام اطلاعات موجود در آن را مورد جستجو قرار داد....
آنگاه از طریق مودم بیسیم کامپیوترش به اینترنت وصل شد و اطلاعات موجود در کتابخانه کنگره آمریکا را هم جستجو کرد. باز هم چیز بدرد بخورى پیدا نکرد. سپس براى تمام همکارانش پست الکترونیک فرستاد و سوال را با آنها در میان گذاشت و با یکى دو نفر هم گپ (chat) زد ولى آنها هم نتوانستند کمکى کنند.
بالاخره بعد از ۳ ساعت، مهندس را از خواب بیدار کرد و ۵٠ دلار به او داد. مهندس مودبانه ۵٠ دلار را گرفت و رویش را برگرداند تا دوباره بخوابد. برنامهنویس بعد از کمى مکث، او را تکان داد و گفت: «خوب، جواب سوالت چه بود؟»
مهندس دوباره بدون اینکه کلمهاى بر زبان آورد دست در جیبش کرد و ۵ دلار به برنامهنویس داد و رویش را برگرداند و خوابیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد ...
|
|
| به نظر شمــــا نمـــــــــره این دانش آموز چند است : |
| ساعت ٤:٥٤ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱٦ کلمات کلیدی: استقلال امریکا ،اخرین جنگ ناپلئون ،علت اصلی طلاق ها ،جدی ولی طنز/ تقدیم یه شما خوبان |
|
نمره ی این دانش آموز صفر شد ولی از نظر من نمره اش بیست است!
درکدام جنگ ناپلئون مرد؟
در اخرین جنگش اعلامیه استقلال امریکا درکجا امضاشد؟ در پایین صفحه علت اصلی طلاق چیست؟ ازدواج علت اصلی عدم موفقیتها چیست؟ امتحانات چه چیزهایی را هرگز نمی توان درصبحانه خورد؟ نهار و شام چه چیزی شبیه به نیمی از یک سیب است؟ نیمه دیگر ان سیب اگر یک سنگ قرمز را در دریا بیندازید چه خواهد شد؟ خیس خواهد شد یک ادم چگونه ممکن است هشت روز نخوابد؟ مشکلی نیست شبها می خوابد چگونه می توانید فیلی را با یک دست بلند کنید؟ شما امکان ندارد فیلی را پیدا کنیدکه یک دست داشته باشد اگر در یک دست خود سه سیب و چهارپرتقال و در دست دیگر سه پرتقال و چهار سیب داشته باشید کلا چه خوهید داشت؟ دستهای خیلی بزرگ اگر هشت نفر در ده ساعت یک دیوار را بسازند چهارنفر ان را درچند ساعت خواهند ساخت؟ هیچچی چون دیوار قبلا ساخته شده چگونه می توانید یک تخم مرغ خام را به زمین بتونی بزنید بدون ان که ترک بردارد؟ زمین بتونی خیلی سخت است و ترک بر نمی دارد ..... ارادتمند همه شما : احمد
|
|
| طنــــــــــــــــــز های جــــــــــــــــدی و روز مره گی های ما : |
| ساعت ٩:٥٦ ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱٠/۱۳ کلمات کلیدی: داستان های کوتاه و مفید ،طنز های زیبا و مفید ،مقالات مفید / مطالب زیبا و مفید ،تقدیم به شما دوستان بلند اندیشه ام |
|
هیچ دقت کرده بودیـــــــــــــــــــد؟؟؟؟؟ ...... احمــــــــــــــد |
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : بس گل شکفته می شود این باغ را ولیی کس بی بلای خار نچیده است از او گلییی ######################## یه خواهش : اگه قابل بدونییید از طریق پرفایلم به سایر وبلاگام هم یه سر بزنید و.... پیشاپیش : ممنونممممممممممممممممم همیششششششششه شاد باشییییید پروفایل مدیر : Ahmad |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |












